تبليغاتX
قصه مهاجرت ما به کبک
مهاجرت به کبک و خاطرات تلخ و شیرین این روزهای ما
زندگی شما می‌تواند به زیبایی رویاهایتان باشد.
 فقط باید باور داشته باشید که می‌توانید کارهای ساده‌ای انجام دهید. در زیر لیستی از کارهایی که می‌توانید برای داشتن زندگی شادتر انجام دهید، آورده شده است. هر روز آنها را به کار بگیرید و از زندگی خود در این سال لذت ببرید

سلامتی:

1- آب فراوان بنوشید.

2- مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید..

3- بیشتر از سبزیجات استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده.

4- بااین 3 تا E زندگی کنید:

Energy              (انرژی)

Enthusiasm         (شورواشتیاق)

Empathy             (دلسوزی و همدلی).

5- از ورزش کمک بگیرید.

6- بیشتر بازی کنید.

7- بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید.

8- روزانه 10 دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید.

9- 7 ساعت بخوابید.

10- هر روز 10 تا 30 دقیقه پیاده‌روی کنید و در حین پیاده‌روی، لبخند بزنید.

شخصیت:

11- زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید: شما نمی‌دانید که بین آنها چه می‌گذرد.

12- افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید.

13- بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید.

14- خیلی خود را جدی نگیرید.

15- انرژی خود را صرف فضولی در امور دیگران نکنید.

16- وقتی بیدار هستید بیشتر خیال‌پردازی کنید.

17- حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید.

18- گذشته را فراموش کنید.. اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیاورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بین می‌برد.

19- زندگی کوتاه‌تر از این است که از دیگران متنفر باشید. نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید.

20- با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید...

21- هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما.

22- بدانید که زندگی مدرسه‌ای می‌ماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستند و به مانند کلاس جبر می‌باشند.

23- بیشتر بخندید و لبخند بزنید.

24- مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. زمانی هم مخالفت وجود دارد. 
جامعه:

25- گهگاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزنید.

26- هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید.

27- خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید.

28- زمانی را با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سال بگذرانید.

29- سعی کنید حداقل هر روز به 3 نفر لبخند بزنید.

30- اینکه دیگران راجع به شما چه فکری می‌کنند، به شما مربوط نیست.

31- زمان بیماری شغل شما به کمک شما نمی‌آید، بلکه دوستان شما به شما مدد می‌رسانند، پس با آنها در ارتباط باشید.  

زندگی:

32- کارهای مثبت انجام دهید.

33- از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوشی دوری بجویید.

34- عشق درمان‌گر هر چیزی است.

35- هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است.

36- مهم نیست که چه احساسی دارید، باید به پا خیزید، لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید.

37- مطمئن باشید که بهترین هم می‌آید.

38- همین که صبح از خواب بیدار می‌شوید، باید از هستي تان شاكر باشيد.

39- بخش عمده درون شما شاد است، بنابراین خوشحال باشید.

پی نوشت: اینکه منت می گذارید و مطالب وبلاگ را می خونید خیلی من را خوشحال میکنه و همیشه نظراتتون را می خونم و همش برام مهمه و اگر جواب نمی دم و یا با تاخیر جواب می دم را به حساب بی تفاوتی من نذارین چون تک تک نظرات برام ارزشمند هستند فقط یه کم همون طوری ام که قبلاً نوشتم

باز هم ببخشید

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/04/23ساعت 9:37 قبل از ظهر  توسط ما | 

 

وقتی کسی را دوست دارید، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می شود
وقتی کسی را دوست دارید، در کنار او که 
 هستید، احساس امنیت می کنید.
وقتی کسی را دوست دارید، حتی با شنیدن صدایش، 
 ضربان قلب خود را در سینه حس می کنید.
وقتی کسی را دوست دارید، زمانی که در 
 کنارش راه می روید احساس غرور می کنید.
وقتی کسی را دوست دارید، تحمل
دوری اش برایتان سخت و دشوار است.

وقتی کسی را دوست دارید، شادی اش برایتان زیباترین  منظره دنیا و ناراحتی اش برایتان سنگین ترین غم دنیاست.
وقتی کسی را دوست دارید، حتی تصور بدون 
 او زیستن برایتان دشوار است.
وقتی کسی را دوست دارید، شیرین ترین لحظات 
 عمرتان لحظاتی است که با او گذرانده اید.
وقتی کسی را دوست دارید، حاضرید برای 
 خوشحالی اش دست به هر کاری بزنید.
وقتی کسی را دوست دارید، هر چیزی را 
 که متعلق به اوست، دوست دارید.
وقتی کسی را دوست دارید، در مواقعی که به بن بست 
 می رسید، با صحبت کردن با او به آرامش می رسید.  

وقتی کسی را دوست دارید، برای دیدن  مجددش لحظه شماری می کنید.
وقتی کسی را دوست دارید، حاضرید از
خواسته های خود برای شادی او بگذرید.
وقتی کسی را دوست دارید، به علایق او 
 بیشتر از علایق خود اهمیت می دهید.
وقتی کسی را دوست دارید، حاضرید به هر  جایی بروید فقط او در کنارتان باشد.
وقتی کسی را دوست دارید، ناخود آگاه 
 برایش احترام خاصی قائل هستید.
وقتی کسی را دوست دارید، تحمل سختی ها برایتان 
 آسان و دلخوشی های زندگیتان فراوان می شوند.
وقتی کسی را دوست دارید، او برای شما زیباترین و 
 بهترین خواهد بود اگرچه در واقع چنین نباشد.
وقتی کسی را دوست دارید، به همه چیز امیدوارانه 
 می نگرید و رسیدن به آرزوهایتان را آسان می شمارید.
وقتی کسی را دوست دارید، با موفقیت و 
 محبوبیت او شاد و احساس سربلندی می کنید.
وقتی کسی را دوست دارید، واژه تنهایی برایتان بی معناست.
وقتی کسی را دوست دارید، آرزوهایتان آرزوهای اوست.

وقتی کسی را دوست دارید، در دل زمستان  هم احساس بهاری بودن دارید.
به راستی دوست داشتن چه زیباست، این طور نیست ؟

با خوندن چند باره این متن با خودم دارم فکر می کنم از آخرین باری که این احساس را داشتم چند وقت می گذره.....؟

بعداًنوشت: ازم به دل نگیر..... خیلی وقته که حالم زیاد خوب نیست حتی مسافرت خارج از کشور هم نتونست حالی به حولیم کنه و مثل جنازه رفتم و اومدمو شاید حتی باعث دلخوری عزیزانم هم شدم ...

 کلاً حال خوبی ندارم تفریحم شده گریه کردن تا تنها میشم گریه می کنم شاید این درد دل با اشک هام بیرون بریزه ولی عمق دردی که توی دل منه بیش از گریه هامه و من دلیلشو منشاشو نمی دونم به خدا آدم ناشکری نیستم و همه چیز هم واقعاً خوبه اما من خوب نیستم مشکل منم انگار یه چیزی داره از درون منو منفجر میکنه هیچ چیزی برام ارزشی نداره همه چی مثل یه فیلم بدون هیچ احساسی فقط داره از جلوی چشمام می گذره

دلم گرفته

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/04/19ساعت 10:50 قبل از ظهر  توسط ما | 

زن که باشی
درباره‌ات قضاوت می‌کنند؛
در باره‌ی لبخندت
که بی‌ریا نثار هر احمقی کردی
درباره‌ی زیبایی‌ات...
که دست خودت نبوده و نیست......
درباره‌ی تارهای مویت
که بی‌خیال از نگاه شک‌آلوده‌ی احمق‌ها
از روسری بیرون ریخته‌اند
درباره‌ی روحت، جسمت
درباره‌ی تو و زن بودنت، عشقت، همسرت
قضاوت می‌کنند
تو نترس و زن بمان
احمق‌ها همیشه زیادند
نترس از تهمت دیوانه‌های شهر
که اگر بترسی
رفته رفته
زنِ مردنما می‌شوی

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/04/06ساعت 9:35 قبل از ظهر  توسط ما | 

الان چند روزه که خیلی دلم گرفته از خیلی چیزا از خیلی کسا اما چیکار میشه کرد ؟یه چند روزیه تو گذشته بدجوری گیر کردم همش خاطرات گذشته برام مرور میشه روزایی که اینقدر زود گذشت که نفهمیدم کی بزرگ شدم اصلاً مرز بین بچگی و بزرگسالی را هنوز درک نکردم آخ که راست می گن چه زود دیر میشه....گذشته هایی که هر روزش چه تلخ و شیرین برام شیرینه و از یادآوریش دلم میلرزه برای  روزایی که اینقدر کوچیک بودم که وقتی می رفتیم پارک ملت و با ذوق می خواستم از ماشین پیاده شم مامانم می گفت مواظب باشین زمین نخورین ،...برای  اون بادکنک گنده ها که وقتی صبح از خواب بلند میشدیم بادش خالی شده بود و حسرت یه دل سیر بازی کردن باهاش به دلمون می موند دلم تنگ شده برای همه چی گذشته ام... 

برای خونه اولمون ،تو کوچه بازی کردنمون برای آتو برای رامو برای دوچرخه سواری اون روزا برای لی لی برای کوه رفتنمون "دارآباد"برای لوبیا گرم صبحش برای مامان و بابایی که جوون بودن برای مدرسه سلمه صبحهای برفی که سرویس نمی تونست بیاد دنبالمون و بی خیال مدرسه میشدیم برای اون روزی که عصر خوابیده بودم و وقتی بیدار شدم فکر کردم صبحه و یه ۱ ساعتی سر کار بودم برای اون روز پنجشنبه ای که مریض بودم و مدرسه نرفتم و صبح با صدای رادیوی مامان از خواب بیدار شدم و مامان دستشو گذاشت رو پیشونیم تا ببینه طب دارم یا نه آخ قلبم جمع میشه وقتی خاطراتمو مرور می کنم اون درخت موی تو حیاط  که مثل آلاچیق بود ...

اون روزای برفی که عصرش وقتی می رفتیم تو حیاط داداشی جلو میرفت می گفت پاتو بذار جای پای من که نخوری زمین

برای خواهری موقعی که اجاق گاز اسباب بازی که بابا براش کادو خریده بود خراب کردم اینقدر معرفت داشت که به کسی چیزی نگه ....روزایی که تو حیاط با بچه ها غذا درست می کردیم خواهری یادته داشتیم با بچه ها خونه می ساختیم...

روزایی که سر  بازی با دسته گوشکوبی و خلبانی دعوامون میشد....

چقدر دنیامون کوچیک بود و دلامون به هم نزدیک....

وقتی فکر میکنم میبینم من همون بچم با همون دل بچگی ،فقط کمتر میخندم فقط کمتر شادم فقط کمتر بازی می کنم آره من تو اون روزا موندم ،متوقف شدم و زندگی من شد همون بچگی و بعدشم مرور خاطرات بچگی و حسرت اون روزا آره واقعاً همینه 

بعد که بزرگتر شدم خونه دوم را دوست نداشتیم و نداریم راهنمایی و دبیرستان اونجا گذشت دیگه هیچکی راضی نبود روزا را می گذروندیم تا زودتر بگذره گذشت ...

تا خونه سوم دیگه دانشجو بودم  این روزا هم خیلی خوب بود همش خاطره همش و همش تا ترم آخر که همسری اومد روزای خوب خاطره انگیز شگفت انگیز دوست داشتنی غرق در دوران بچگی وبا تجربه بزرگسالی  اولش با هم عهد کردیم که  ... (بقیه در ادامه مطلب)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/03/11ساعت 11:29 قبل از ظهر  توسط ما | 
سلام دوست جونا بعد از یه تاخیر طولانی باز هم منم بدون هیچ تغییری روی همون نوار ثابت زندگی ما هم مشغول گذران زندگی هستیم ولی امیدوار و منتظر برای اتفاقات خوب

حاصل وبگردی این چند وقت اخیر که از وبلاگ دوستان مختلف  در آوردم براتون می ذارم البته مطمئناً خیلی هاشو خودتون می شناسید و حتماً هم استفاده کردید اما خوب منم میذارمشون شاید برای شما هم جالب باشه شرمنده اگه منبع اصلی را ننوشتم چون اینقدر زیاد بودن یادم نیست اگه از وبلاگ شما ها برداشتم بگین لینکتونو بذارم

این وبلاگ جالب بود و آموزش آنلاین فرانسه است خیلی جالبه حتی دیکشنری تصویری داره و تلفظ هم داره و کلاً برام جالب بود انشاء اله بدرد بخورهhttp://www.bonjourdefrance.com/

این هم یه جورایی آموزش فرانسه است به انگلیسی و دیدنش ضرر ندارهhttp://www.languageguide.org/french/vocabulary/

ای بابا دوباره کار دارم میرم دوباره میام براتون ادامه اش را می ذارم

این هم وبلاگ http://www.anoud.blogfa.com/ دوستی که در مونترال ساکن هستند و مطالب خوبی می نویسند

منابع دانلود زبان فرانسه در این وبلاگ منابع دانلود زبان فرانسه و همینطور در اپلای ابرود که معرف حضور همه هست

و همچنین اینجا http://www.iran-eng.com/showthread.php/251725-دانلود-کتاب-های-آموزش-زبان-فرانسه/page3

تالار چت  و آموزش  زبان فرانسه  http://www.livemocha.com/

اینو خوب یادمه از کجا برداشتم از وبلاگ لیلا(لیا)ی عزیز سلام کبک در مورد مشاغل مختلف و خیلی مفیدهhttp://www.councils.org/careers/page.aspx?pageid=412&langtype=1065&rdr=true

ای خدا از دست این بلاگفا خدایا لینک هام حذف شد چیکار کنم  حالا

 

با این هم می تونید به نقاط مختلف کانادا سفر کنید و حالشو ببرید جای مت را هم خالی کنیدhttp://www.yvettedefrance.com/Photos-du-monde/A1/canada.htm

این هم فیلمی که توریستها از مونترال تهیه کردندhttp://www.tourisme-montreal.org/MontrealTV

۱۰ ویژگی کاربردی که در هر کشور و فرهنگی کاربرد دارند-  به نقل از وبلاگ ما میریم کاناداhttp://wegocanada.persianblog.ir/post/163/

این سایت هم برای اینکه آهنگ های قدیمی را به یاد وطن در کانادا گوش کنیدhttp://www.parand.se/arkiv.htm

امیدوارم حتی یکی از اینها بدردتون بخوره و استفاده کنید ما و صد البته دوستانی که زحمت کشیدند و اینها را در وبلاگشون قرار دادند را دعا کنید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/02/19ساعت 12:48 بعد از ظهر  توسط ما | 

خوش به حال غنچه های نیمه باز

بوی باران بوی سبزه بوی خاک

شاخه های شسته، باران خورده، پاک

 آسمان آبی و ابر سپید

برگهای سبز بیدعطر نرگس رقص باد

نغمه شوق پرستو های شادخلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک می رسد اینک بهارخوش به حال روزگار 

خوش به حال چشمه ها و دشت هاخوش به حال دانه ها و سبزه ها

خوش به حال غنچه های نیمه باز                                       

خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز

خوش به حال جام لبریز از شراب

خوش به حال آفتاب

 ای دل من گرچه در این روزگار

جامه رنگین نمی پوشی به کام 

 باده رنگین نمی نوشی ز جام     ،

نقل و سبزه در میان سفره نیست

جامت از آن می که می باید تهی  است،

 ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم

ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب  

ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار

گر نکوبی شیشه غم را به سنگ

 هفت رنگش میشود هفتاد رنگ

 

"فریدون مشیری"

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/12/26ساعت 8:45 قبل از ظهر  توسط ما | 
شاید ترس از آینده کاری یکی از بزرگترین مشکلات سد راه مهاجرت باشه هم برای ما که قصد مهاجرت داریم و هم برای کشورهای مهاجر پذیر و به همین خاطر هست که سرچهای شغلی در روز مصاحبه تا این حد اهمیت داره بزودی تمام سایتهایی که ازشون سرچهای مفیدی انجام دادیم را برای استفاده اینجا میذارم و همینطور شرح وظایف رشته حسابداری که بعضی از دوستان ازم خواسته بودن (به خاطر بد قولی معذرت می خوام) همینطور که مشغول سرچ در اینترنت بودم و در سایتهای مختلف دنبال مطلب می گشتم به این موضوع برخوردم که عیناً براتون میذارم:

یافتن شغل

دانستنی های تازه واردین (به نقل از سایت ایرانتو)

اصولا وقتی برای مهاجرت به کانادا اقدام می کنید، نباید موضوع یافتن شغل متناسب با تجربه و تخصصی که دارید، به عنوان یک اصل مطرح باشد و اینکه آیا بازار کاری برای رشته شما وجود دارد یا خیر؟ به هر حال شما خواهید توانست پس از ورود به کانادا یا در رشته خودتان و یا هر رشته دیگر، اشتغال یابید و یا اینکه مجبور به گذراندن دوره های تکمیلی به همین منظور گردید.
بیشترین نیروی کار کانادایی در بخش خدمات مشغول هستند و سهم بخش تولید تنها 15% است . بیش از 55% مهاجرین را افراد بین 22 تا 44 سال تشکیل می دهند و طبیعی است که همه آنها به دنبال یافتن شغل برای امرار معاش خود باشند. نرخ بیکاری در کانادا حدود 7%  است. پیش از این وضعیت مهاجرین از نظر شغلی به مراتب بهتر از الان بود. ولی اخیرا نرخ بیکاری مهاجرین و تن دادن آنان به شغل های با درآمد کم زیاد شده است.
به هر حال می توان گفت بزرگترین مشکل هر تازه واردی یافتن شغلی است که او را در مقابل هزینه های بالای اقامت تأمین نماید. باید آماده باشید که در ابتدای اقامت در کانادا از جایگاه فردی و شغلی خود در ایران پایین بیایید و صرفا به کسب درآمد فکر کنید. کسی هم به شما خرده نمی گیرد.
2 شرط عمده همیشه مانع یافتن شغل مناسب است:
1- زبان
2- سابقه کار کانادایی
( اضافه کنید انواع امتحانات ویژه برای مشاغل پزشکی و مهندسی که دردسرهای خودش را دارد).
البته برای کار کردن در کانادا حتما باید کارت بیمه اجتماعی یا SIN Card داشت. این کارت در ابتدای ورود به کانادا به عنوان مهاجر برای شما صادر می شود.
مراحل یافتن کار:
مراجعه به مراکزی نظیر YMCA و مشورت با آنها
تهیه رزومه ( Resume )
تهیه نامه روی رزومه ( Caver Letter )
تقویت زبان
بررسی سایت های اینترنتی کاریابی و ارسال رزومه
بررسی روزنامه و ارسال رزومه
مراجعه مستقیم به سایت سازمانها و تکمیل فرم درخواست شغل
بررسی نشریات فارسی زبان و تماس تلفنی با استخدام کننده
شرکت در مصاحبه شغلی در صورت دعوت
دوره های آشنایی با اصول کاریابی یا Mentoring
شبکه ایرانی IC Network متشکل از گروهی ایرانیان تحصیل کرده است که کمک می کنند تحصیلکردگان در رشته های مختلف بتوانند با طی کردن یک دوره رایگان، در رشته خود کار پیدا کنند.
اطلاعات مورد نیاز در باره خدمات آنان را می توانید در این لینک بیابید.
چگونه یک رزومه خوب آماده کنیم؟
در این فایل نکات و ریزه کاریهای تهیه رزومه ( یا به قولی CV ) و نامه روی آن ( Cover Letter ) آمده است حتما مطالعه نمایید.
تقویت زبان:
دانش بالای زبان بزرگترین اعتماد به نفس را به شما در زمینه یافتن شغل می دهد. توصیه می شود اگر به زبان خود اطمینان ندارید هر چه سریعتر در دوره های رایگان تقویت زبان شرکت کنید تا با اطمینان به جستجو بپردازید.
بطور کلی حرف اول در بازار رقابت یافتن شغل ، توانایی زبان انگلیسی است.حتی اگر دارای رزومه قوی باشید، اگر در جلسه مصاحبه شغلی نتوانید خوب ظاهر شوید، از رقبا عقب می افتید.              کارهای یدی:
به فکر کارهای به قول معروف یدی باشید.کارهای دفتری به زبان و سابقه کافی نیازمند است اما شما سریعتر می توانید خود را با کارهای مثلا فنی ، هنری و خدماتی هماهنگ کنید و پس از کسب تجربه کم کم کار خود را تغییر دهید.
بسیاری از فروشگاه های زنجیره ای معمولا بر روی شیشه در ورودی خود آگهی روزانه درباره نیروهای مورد نیاز خود نصب می کنند و در بخش پذیرش همان فروشگاه نیز، رزومه از داوطلبان دریافت می شود.
دوره های کوتاه مدت:
اگر لازم باشد علاوه بر زبان یک دوره کوتاه مدت فنی و غیره نیز بگذرانید حتما این کار را بکنید خیلی به درد می خورد.
کار داوطلبانه:
شاید به نظر عجیب بیاید ، اما حتی در یافتن شغل داوطلبانه هم رقابت وجود دارد! چون همگان به ارزش آن واقف هستند. کار داوطلبانه مزایای متعددی دارد. از جمله آشنایی کارفرما با شما، یادگیری زبان، یادگیری شغل، کسب سابقه کار کانادایی، ارتباط با مردم ، کسب روحیه و امید و ...
اگر توانستید به خصوص در یک شرکت یا سازمان کانادایی ، شغل داوطلبانه بیابید اصلا تعلل نکنید.
جستجو:
پرطرفدارترین روش برای جسنجوی شغل ، سایت های اینترنتی موجود است که مهمترین آنها عبارتند از:
http://www.workopolis.com/index.html
http://thestar.workopolis.com
http://globecareers.workopolis.com
http://www.careerclick.com
http://www.actualjobs.com
http://www.canadajobs.com
http://jb-ge.hrdc-drhc.gc.ca
http://www.jobshark.ca/caeng
http://english.monster.ca
http://ontariojobs.com
http://www.canada.plusjobs.com/fronteng.html
پس از مراجعه به سایت های فوق و پر کردن فرم مربوطه ، به طور مرتبEmail های مختلفی درباره شغل های جدید دریافت خواهید کرد.
نمایشگاه های کاریابی:
با جستجوی مداوم در اینترنت در جریان زمان برگزاری نمایشگاه های کاریابی در شهر خود قرار گیرید. در این نمایشگاه ها چندین شرکت و سازمان مختلف، به عرضه فرصت های شغلی خود می پردازند.
هنگام رفتن به اینگونه نمایشگاه ها چندین نسخه از رزومه خود را نیز همراه داشته باشید.
روزنامه ها:
همه روزنامه ها بخش هایی برای آگهی استخدام دارند که می توانید به آنها هم مراجعه نمایید مثل روزنامه های زیر:
Toronto Star
Globe and Mail
Toronto Sun
روزنامه های فارسی نیز از فروشگاه های بزرگ ایرانی قابل دسترس هستند.
دوستان و آشنایان:
اگر از کسانی باشید که علاقمند به ارتباط با ایرانیان مقیم باشد، می توانید از طریق آشنایان و دوستان جدید به دنبال کار باشید. یا حتی دوستان غیر ایرانی که می یابید.
شغل آزاد و تجارت:
برخی مایل هستند کسب و کار شخصی خود را راه اندازی کنند که باید به همین منظور ضمن مشورت با سایر افراد، مراحل ثبت یک شرکت کوچک را بگذرانند تا از وام ها و حمایت های لازم بهره مند شوند
مصاحبه شغلی:
معمولا افراد کمی برای مصاحبه دعوت می شوند . در صورت دریافت دعوتنامه بهتر است دقیقا در ساعت معین در جلسه حضور یابید. تا آنجا که امکان دارد خوش پوش باشيد و لباس کاملا رسمی بتن کنيد؛ لبخند بزنيد و با کمال ادب و نزاکت به چشمان مصاحبه گران مستقيما نگاه کنيد و فقط به سئوالات مطرح شده پاسخ دهيد و از توضيحات اضافی و بی مورد خودداری کنيد. بدانيد که هميشه اولين برخورد در ذهن همه افراد باقی خواهد ماند پس با قاطعيت و با اعمتاد بنفس کامل صحبت کنيد و نشان دهيد که در کار خود ماهريد. از تظاهرخودداری کنيد؛ دستپاچه نشويد و فقط خودتان باشيد.
هميشه در آخر مصاحبه از شما خواهند خواست که اگر سئوالی داريد مطرح کنيد؛ بنابراين از قبل چند سئوال آماده داشته باشيد که نشانگر دقت شما باشد.                                                           توصیه ها:
قبل از مهاجرت، خود را برای یافتن شغل آماده کنید:
معمولا مهاجران چه ایرانی و چه خارجی، بدلیل عدم آشنایی با بازار کار کانادا، در بدو ورود، شروع به ارسال رزومه به شرکت های مختلف می کنند ، اما در حالی که خود را واجد شرایط بسیاری از فرصت های شغلی می دانند، هیچگاه برای مصاحبه دعوت نمی شوند.
چون به همه گفته می شود که باید تحصیلات یا سابقه کار کانادایی داشته باشید، پس از مدتی از جستجو برای شغل تخصصی منصرف می شوند و برای تأمین هزینه های زندگی، به کارهای ساده روی می آورند.دیده شده که خیلی ها بمرور به همان شغل عادت کرده و از خیر جستجو برای شغل تخصصی خود می گذرند.
طبیعتا نباید انتظار داشت درحالیکه خیلی از متولدین کانادا، در صف رسیدن به یک شغل هستند، تازه واردین بتوانند بدون مشکل صاحب آن شوند.
اما می توان در مدت انتظار برای مهاجرت ، ضمن آشنایی با بازار کار کانادا و دیدگاه های کارفرمایان، دوره ابتدایی مذکور را سریع تر طی کرد:
تخصص نه مدیریت:
بسیاری از ایرانیان سوابق درخشانی در پست های مدیریتی داخل کشور دارند، بطوریکه چندین فرد متخصص در رشته های گوناگون، زیر دست آنان کار می کنند. باید توجه داشت، در کانادا، از یک مهاجر انتظار مدیریت ندارند. اینجا باید متخصص باشید نه مدیر!
مثلا اگر یک شرکت رایانه ای را می چرخانید یا مدیر یک پروژه هستید، اینجا دیگر باید آستین ها را بالا بزنید و همانند یک کارشناس کار کنید. بنابراین باید جزئیات کار در رشته خود را بدانید.
تخصص نه سابقه کار:
در ایران ما چندین جای مختلف کار کردیم و اکثرا در رده های خوب. اینجا اول از توانایی شما می پرسند بعد سابقه کار. پس انتظار نداشته باشید سابقه کار غنی شما کمکی برایتان باشد. باید توانایی های خودتان را با نیاز کارفرما هماهنگ کنید. گذشته خود را فراموش کنید . اینجا یک فرد جدید هستید و باید آزمایش شوید.
استانداردهای کانادایی:
مدرک تحصیلی و سابقه کار شما هر چه باشد، باید برای یافتن کار در اینجا، توانایی های خود را مطابق استانداردهای شغلی کانادا تنظیم کنید. اگر رشته شما نیاز به مجوز (License) دارد ، باید از همین الان به دنبال اخذ آن باشید، منابع لازم را تهیه کنید و امتحانات مربوطه را اگر امکانش باشد، بگذرانید.
سایت اداره منابع انسانی کانادا، لیست شغل هایی که نیاز به مجوز را دارند بیان کرده(از جمله پزشکی، پرستاری، امور فنی مثل برق لوله کشی و غیره).
اگر هم نیاز به مجوز نباشد، باید ببینید روش کار در شرکت های اینجا چگونه است؟ از چه ابزار و نرم افزارهایی استفاده می شود؟ منابع و استانداردهایشان چیست؟ چه فرقی با استانداردهای ایران دارد؟
اگر لازم باشد حتما چند دوره آنلاین بگذرانید.در این سایت ، شما می توانید اطلاعات لازم درباره شیوه کار کانادایی را بیابید.
توانایی ارائه مطلب و پروژه(Presentation):
ضعف اصلی متخصصان ایرانی در شیوه ارائه دانش خود به دیگران است. خارجی ها یک دهم دانش ما را به زیبایی ارائه می کنند، اما ما عاجز از حضور در یک جلسه نیم ساعته هستیم. در پست قبلی گفتیم که زبان نقش اصلی را در یافتن شغل ایفا می کند، اینجاست که شما باید توانایی ارائه ( یا present) کردن مطالب، طرح ها و پروژه های خود را داشته باشید. پس از همین الان مرتب در این زمینه تمرین کنید و اگر لازم باشد نوارهای ویدئویی لازم را تهیه کنید یا دوره بگذرانید و پروژه ها و کارهای قبلی خود را ترجمه و برای گروه فرضی ارائه کنید.
یک رشته را انتخاب کنید:
اگر در ایران مرتب از این شاخه به آن شاخه می پریدید، یا از هر رشته و موضوعی در حد نیاز برداشت می کردید، تصمیم بگیرید در یک رشته که بیشترین علاقه و توان را دارید خبره شوید. اصرار نداشته باشید، ده ها مورد توانایی را ردیف کنید تا کارفرما را تحت تأثیر قرار دهید. بلکه یک رشته را با تمام جوانب آن یاد بگیرید و بقیه را تنها به عنوان امتیاز جانبی در نظر بگیرید.
نیاز کارفرما را به دقت بررسی کنید:                                                                                     با مراجعه به این لینک مربوط به بانک شغل یابی کانادا، به دنبال شغل مورد نظر خود بگردید، پس از آن مشخصا فرد مورد نظر را که از سوی کارفرما ارائه شده بدقت بخوانید و ببینید آیا همه درخواست های آنها شامل شما می شود؟ اگر نه سریع دست بکار شوید و نقاط ضعف خود را بپوشانید.
دوره های جدید بگذرانید:
اگر فارغ التحصیل رشته های علوم پایه یا انسانی هستید، یا فقط دیپلم دارید(بخصوص برای خانم ها) حتما چند دوره فنی هنری مناسب را بگذرانید و استاد شوید، مثل : کتابداری، رایانه، تایپ و اپراتوری انگلیسی، تسلط به برنامه های مایکروسافت مثل Word، Excel و Access، آشنایی با گرافیک رایانه ای مثل فتوشاپ و Corel Draw، ...
توانمندی های ورزشی و هنری خود را تکمیل کنید:
اگر در رشته های ورزشی یا هنری تبحر دارید، حتما سعی کنید به مرحله استادی یا درجه یک برسید، مثل شنا، نجات غریقی و سایر رشته ها. و همچنین موسیقی، گرافیک، کارهای دستی و غیره.نمونه کارهایتان را هم با خود بیاورید.
توصیه نامه ها را فراموش کنید:
دیپلم های افتخار ، بخصوص از نوع بین الملل آن ، البته در شرایط مساوی با دیگران، چیزهای بدرد بخوری هستند ، ترجمه آنها  را به همراه داشته باشید. اما توصیه نامه های مدیران و وزرا و غیره اینجا ارزشی ندارد.                                                                                                                اهمیت یادگیری زبان برای یافتن شغل:دوره چند ساله انتظار برای رسیدن نوبت مصاحبه مهاجرت شاید به نظر طولانی بیاید ، اما در حقیقت بهترین فرصت برای شما جهت آماده کردن خود و موفقیت سریعتر در کلیه امور زندگی در اینجا بحساب می آید.خیلی ها که هم اکنون در کانادا بسر می برند، از اینکه در هنگام حضور در ایران برخی امور مهم را انجام ندادند بسیار پشیمانند ، چون دوندگی روزمره و کسب درآمد برای گذران زندگی، آنقدر وقت مهاجران را می گیرد که کمتر فرصتی برای کارهای دیگر پیدا می کنند.این دوره انتظار خیلی سریع می گذرد ، زودتر از آنچه که فکر می کنید، همانطور که برای ما گذشت.
پس وقت را تلف نکنید و سریع دست بکار شوید:
اولین و آخرین و مهمترین کار: زبان ..زبان ..زبان...!
درباره آموزش زبان هر چه بگوییم کم است. اگر با توانایی ناکافی زبان به کانادا مهاجرت کنید، ضرر آن را در نیافتن شغل مناسب، جرأت نکردن به ورود به جامعه کانادایی و اتصال دائم به جامعه ایرانی، عدم آشنایی با رموز موفقیت، عدم آشنایی به قوانین و دفاع از حقوق خود، اتلاف وقت بسیار و هدر رفتن سرمایه اولیه بدلیل شرکت در کلاس های زبان و خیلی موارد دیگر خواهید داد.
وقتی در ایران به شما بگویند ، انگلیسی ات چقدر خوبه! یعنی در ابتدای راه هستید! و باید ادامه دهید تا توانایی خود را تکمیل کنید.چطور بدانیم زبان ما خوب است یا نه؟ حتی اگر مدرک دانشگاهی زبان هم د اشته باشید دلیل بر کافی بودن اطلاعات شما نیست.
اولین کاربرد توانایی زبان، یافتن شغل خوب است:
* تصور کنید اگر رزومه پربار شما مورد موافقت قرار گرفت، آمادگی شرکت در مصاحبه استخدامی را دارید؟..
*  آیا می توانید از رقبای چینی و هندی خود که بخوبی انگلیسی حرف می زنند پیشی بگیرید و آن شغل را تصاحب کنید؟..
* اگر همانجا از شما خواستند متن خاصی را بنویسید، چقدر غلط املایی و دستوری خواهید داشت؟…
* اگر چند سوال سوال تخصصی در مورد رشته کاریتان بپرسند، آنقدر به اصطلاحات مربوطه تسلط دارید که دنبال لغت نگردید؟
* چند کتاب زبان اصلی درباره رشته تخصصی خود مطالعه کرده اید؟
* اگر برای شغلی که با ارباب رجوع طرف است ، درخواست کنید ، آنقدر اعتماد بنفس دارید که نماینده شرکت مذکور باشید؟..
* می توانید در جلسات داخلی شرکت و در حضور مسئولین اظهار نظر کنید؟..
* اگر از شما بخواهند یک گزارش کوتاه از جلسه یا رویداد خاصی را آماده کنید، چقدر طول خواهد کشید؟
* تاکنون چقدر در اینترنت، اطلاعات انگلیسی مربوط به رشته کاری خود را در کانادا یافته و مطالعه کرده اید؟

اینها فقط موارد مربوط به شغل بود . البته شرایط دیگری نظیر سابقه کار کانادایی یا تحصیلات کانادایی هم در یافتن شغل مؤثر است اما ما فرض را بر مناسب بودن رزومه شما گذاشتیم.
در زندگی روزمره ، نظیر خرید، مکالمات تلفنی، بانک، امور منزل و غیره نیز توانایی زبان شما را سریعتر با محیط جدید وفق می دهد.
چه بسا هموطنانی که سال ها در اینجا اقامت دارند و هنوز انگلیسی را شکسته بسته حرف می زنند!
برای همه امور زندگی، انواع فرم ها، بروشورها و راهنماها به شما داده می شود که در آن حقوق شما به عنوان مشتری قید شده است. بی حوصلگی ما ایرانیان نسبت به خواندن این متون، بارها باعث ضررهای هنگفتی می شود.                                                                                               منابع مفید فارسی برای مطالعه:
اشتغال بکار در رشته خود
لینک های مفید برای کسب اطلاعات بیشتر:
دست یابی به فرصت های شغلی مخفی
آمادگی برای مصاحبه شغلی
جدول کد های ملی اشتغال

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/12/18ساعت 12:37 بعد از ظهر  توسط ما | 
نمی دونم شما هم مثل من قبلاً این متن را خوندید یا نه اما تا حالا توسط چند نفر این ایمیل بدست من رسیده و هر بار با خوندش گریه کردم  و حالا دوست دارم همیشه داشته باشمش(خدایا تکلیف من بعد از مهاجرت با خانوادم چی میشه یعنی من اون موقع هنوزم زندم  )خیلی دلم گرفته هنوز نرفته، انگار هزار ساله مامان و بابام را ندیدم....

چرا مادرمان را دوست داریم؟

چون ما را با درد بدنيامی‌آورد و

بلافاصله با لبخند می‌پذیرند

چون شیرشیشه را قبل از اينكه توی حلق ما  بريزند ، پشت دستشان می‌ریزند

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/12/16ساعت 2:33 بعد از ظهر  توسط ما | 
دوستان عزیزم من این مطلب را برای اطلاع رسانی در خصوص وبلاگ خورشید شب مهاجر میذارم  یه میز گرد مجازی تشکیل دادند شرکت کنید اطلاعات خوبی داره

این تصاویر را ببینیدhttp://iranto.ca/Fa/index.php?option=com_content&view=category&id=52:canada-photos&Itemid=20&layout=default

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/12/11ساعت 9:4 قبل از ظهر  توسط ما | 

 

(متن یک ایمیل)

یک روز پدر بزرگم برام یه کتاب دست نویس آورد، کتابی که بسیار گرون قیمت بود، و با ارزش، وقتی به من داد، تاکید کرد که این کتاب مال توئه مال خود خودته و من از تعجب شاخ در آورده بودم که چرا باید چنین هدیه با ارزشی رو بی هیچ مناسبتی به من بده.

من اون کتاب رو گرفتم و یه جایی پنهونش کردم، چند روز بعدش به من گفت کتابت رو خوندی؟ گفتم نه، وقتی ازم پرسید چرا گفتم گذاشتم سر فرصت بخونمش، لبخندی زد و رفت، همون روز عصر با یک کپی از روزنامه همون زمان که تنها نشریه بود برگشت اومد خونه ما و روزنامه رو گذاشت روی میز، من داشتم نگاهی بهش مینداختم که گفت این مال من نیست امانته باید ببرمش، به محض گفتن این حرف شروع کردم با اشتیاق تمام صفحه هاش رو ورق زدن وسعی میکردم از هر صفحه ای حداقل یک مطلب رو بخونم.

در آخرین لحظه که پدر بزرگ میخواست از خونه بره بیرون تقریبا به زور اون روزنامه رو کشید از دستم بیرون و رفت. فقط چند روز طول کشید که اومد پیشم و گفت:

 ازدواج مثل اون کتاب و روزنامه می‌مونه، یک اطمینان برات درست می‌کنه که این زن یا مرد مال تو هستش مال خود خودت، اون موقع هست که فکر میکنی همیشه وقت دارم بهش محبت کنم، همیشه وقت هست که دلش رو به دست بیارم، همیشه می‌تونم شام دعوتش کنم اگر الان یادم رفت یک شاخه گل به عنوان هدیه بهش بدم، حتما در فرصت بعدی اینکارو می‌کنم حتی اگر هرچقدراون آدم با ارزش باشه مثل اون کتاب نفیس و قیمتی، اما وقتی که این باور در تونیست که این آدم مال منه، و هر لحظه فکرمیکنی که خوب اینکه تعهدی نداره میتونه به راحتی دل بکنه و بره مثل یه شیء با ارزش ازش نگهداری می‌کنی و همیشه ولع داری که تا جاییکه ممکنه ازش لذت ببری شاید فردا دیگه مال من نباشه، درست مثل اون روزنامه حتی اگر هم هیچ ارزش قیمتی نداشته باشه! این تفاوت عشق و ازدواجه!

 پینوشت: این مطالب را خیلی خوشمان آمد به نقل از ایرانتو

+ نوشته شده در  شنبه 1389/12/07ساعت 7:52 قبل از ظهر  توسط ما | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
دیکشنری با تلفظ
(CIEP(DELF
خودآموز زبان انگلیسی
راهنمای فارسی مهاجرت
ROYAL-BANK
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آرشیو موضوعی
شرح مصاحبه
دلتنگی های من
اطلاعات مربوط به مدیکال
خاطرات ما
چی شد اومدم اینجا....
زبان فرانسه
پیوندها
خاطرات یک مقیم کانادا(رامین)
سلام کبک(لیلا)
ساحل کانادا
آدم برفی
قدم به قدم کانادا(مستانه جون)
هجرتی از پارس(آندیا جون)
افق روشن(تانی جون)
سفر ما به کانادا(رودابه عزیز)
مسافر استان کبک(آزاده)
کانادا از نگاه دوربین(عکس از کانادا)
مهاجر کبک
راهنمای تخصصی مهاجرت
کانادا و من(محبوبه)
رادیو فارسی کانادا (علیرضا)
کوچه بی انتها(جواد)
قند تلخ
سرزمین برگهای افرا
شقایق گل همیشه عاشق
کانادا سرزمین فرصتها
شاد و سلامت(سانای عزیز)
ایران کانادا
خورشید شب مهاجر
ایرانتونیان
ما میریم کانادا
خاطرات نلی و باسی
به سوی کانادا
اطلاعات مهاجرت کبک
مهاجران کانادا
bonjourquebec
ان سان
به خاطر دخترم سانی
خاطرات مهاجرت سحر
کانادا جون
فراتر از مرزها
مهاجرت کانادا
سازمان مهاجرتی
از تهران تا نیاگارا
ویزا تایم
سلام کانادا
هزار توی مونترال
به سوی شمال(vers le nord)
از مونترال تا ونکوور
سلام ونکوور
ما و کانادا
خانه ای در کانادا
مهاجران کوچک
مامان سارا
خانومی
راهنمای فارسی
مکالمات انگلیسی
آموزش زبان فرانسه
کتاب داستان
IOM
مونترال
کار داوطلبانه
کاشانه
کار برای تازه واردین
مهاجرت
هدلاین پرس
بم و زیر زندگی در مونترال
عکس از کانادا
خاطرات کپک زده
زندگی زیباست
هوای برفی
یاددات های یک دختر ترشیده
فردایی دیگر
فرانسه و فرانسه زبانی
دست نوشته های من
عشق و تردید
سلام کبک
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM